رب اشرح لی صدری و یسر لی امری وحلل عقدة من لسانی یفقهو قولی
در پست قبل رابطه مستقیم بین أهلیت و تبعیت را مطرح کردیم و گفتیم بنا به فرموده حضرت ابراهیم «فمن تبعنی فأنه منی»، أهلیت (صرف نظر از هر أهلیتی که باشد) همانا در تابع بودن است.لشکریان طالوت مؤمن و مجاهد و یار و همراه طالوت بودند، اما به علت تبعیت نکردن و آشامیدن از نهر، طالوت، آنها را از خود نفی میکند.در این پست به تمایز مفاهیم أهل و ساکنین میپردازیم.
قبل از آن توجه شما را به دو آیه زیر جلب میکنم:
احمل فیها من کل زوجین اثنین و اهلک الا من سبق علیه القول
فانجیناه و أهله الا امرأته کانت من الغابرین
بارها تأکید کردیم که در آیات بالا استثنا منقطع است و استثنای منقطع استثنایی است که در آن مستثنی منه و مستثنی از یک جنس نیستند: «جاء القومُ إلّا حمارَهُم» در مثال بالا «حمار» (مستثنی) از جنس «القوم» (مستثنی منه) نیست بلکه «حمار» حیوان است و افراد «قوم» انسان.معناي استثناي منقطع آن است كه مشمول بودن اين افراد از جهت لفظي است و گر نه از جهت معنا از اول، داخل در عنوان "اهل" نبودند و تنها از آن جهت كه ممكن بود امر، مشتبه شود و چون ساکن خانه هستند كسي گمان كند آنها داخل أهل هستند، تذكر داده كه جزو اين گروه نيستند.شاهد ما برای منقطع بودن استثنا عبارت لیس من أهلک است.
درنتیجه زن نوح و کنعان در الا من سبق علیه القول داخل هستند و زن لوط در غابرین داخل است(امرأته کانت من الغابرین همچنانکه ابلیس كان من الجن)
بنابراین ساکن خانه بودن لزوما بر أهل خانه بودن دلالت نمیکند.چنانکه من سبق علیه القول و امرأت لوط ساکن خانه بودند ولی أهل خانه یا به عبارت دیگر اتباع خانه نبودند.
عثمان خمیس در کتاب آل البیت صفحه اول مینویسد:از نظر ساختاری کلمه آل، أهل بوده که - ها - تبدیل به همزه شده و آل گردید سپس تخفیف در آن صورت گرفت و آل شده و آل و أهل از نظر معنا یکسان هستند.
اما جناب اسلام برای مغالطه در معنای أهل و فراموش کردن ناکامی خود به آیه مشابه فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ متوسل شده است و جالب تر اینکه همین جناب تهمت سودجویی اهل فتنه از آیات مشابه را به ما میزند.با این حال برای اینکه این سفسطه گری را هم خنثی کنیم به فتنه او پاسخ میدهیم.
أهل در آیه فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ بدون قرینه من آمن آمده و میتواند بر أهل دین یا أهل بیت دلالت کند و اگر همین أهل را بر أهل بیت تطبیق دهیم هیچ خللی در معنای آیه ایجاد نمیشود و از آن این نتیجه گرفته نمیشود که فقط أهل بیت نوح را نجات دادیم و سایرین را غرق کردیم.آیه زیر سخن ما را تأیید میکند:
وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَت تَّعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ (74/انبیا)
در این آیه به تنهایی از نجات لوط خبر داده شده است اما آیا از نجات یافتن لوط بدون ذکر سایرین باید نتیجه گرفت که غیر از لوط کس دیگری نجات نیافت؟
جناب حارث عبدالحمید الشوکانی کتابی دارد به نام حقیقة آل البیت فی منظور القرآنی که تاکنون به فارسی ترجمه نشده و این کتاب در کتابخانه سایت عقیده وهابیون موجود است و میتوانید این کتاب را از اینجا یا اینجا دانلود کنید.ایشان هم در معنی أهل تا حدودی با ما هم عقیده است و أهل بیت بودن را در انتساب به انبیا با ایمان و عمل صالح و تبعیت میداند و در صفحه 14 همین کتاب به مفهوم أهل بیت در قصه نوح اشاره کرده است:
قصّة نوح و المعنی الشّرعيّ:
ويتعزّز الفهم السّالف لمفهوم أهل البيت في الـمنظور القرآنيّ إلى درجة القطع في قصّة نوح بقوله تعالی:﴿وَنَادَىٰ نُوح ربَّهُۥ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ٱبۡنِي مِنۡ أَهۡلِي وَإِنَّ وَعۡدَكَ ٱلۡحَقُّ وَأَنتَ أَحۡكَمُ ٱلۡحَٰكِمِينَ 45 قَالَ يَٰنُوحُ إِنَّهُۥ لَيۡسَ مِنۡ أَهۡلِكَۖ إِنَّهُۥ عَمَلٌ غَيۡرُ صَٰلِحٖۖ فَلَا تَسَۡٔلۡنِ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۖ إِنِّيٓ أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ 46 قَالَ رَبِّ إِنِّيٓ أَعُوذُ بِكَ أَنۡ أَسَۡٔلَكَ مَا لَيۡسَ لِي بِهِۦ عِلۡم وَإِلَّا تَغۡفِرۡ لِي وَتَرۡحَمۡنِيٓ أَكُن مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ 47﴾ [هود: 45-47].
فنجد صريح القرآن في هذا السّياق يؤكّد بدلالة قطعيّة مفهوم أهل البيت في القرآن بأن أهل البيت هم الـمنتسبون للأنبياء دينًا وعملاً صالحًا وإيمانًا، لا الـمنتسبون دمًا وعرقًا وسلالة؛ فمن الـمعلوم أنّ ابن نوح من أهله دمًا في الاستخدام الـمتعارَف عليه عند النّاس وفی اللّغة، ولكنّ القرآن ينفي هذه الصّفة بقوله تعالی:﴿إِنَّهُۥ لَيۡسَ مِنۡ أَهۡلِكَۖ إِنَّهُۥ عَمَلٌ غَيۡرُ صَٰلِحٖ﴾ ودليل النفی فی هذا المقام آقوی من دلیل الإثبات، وزيادة فی التّحذير القرآنيّ جاء قوله تعالی:﴿فَلَآ أَنسَابَ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَئِذ وَلَا يَتَسَآءَلُونَ﴾.
طبق گفته ایشان، مفهوم اهل بیت، وابسته به ایمان و عمل صالح است نه خون و وراثت.
در انتها برای اینکه تمایز ساکن خانه بودن زنان پیامبر از أهل بیت بودن آنها را بهتر متوجه شوید مثالی میاوریم:
زنان پیامبر در خانه های جداگانه ساکن بودند و نمیتوانند اهل البیت باشند و برای خانه های آنها اصطلاح بیوت بکار رفته: واذْکُرْنَ مَا یُتْلَى فِی بُیُوتِکُنَّ
وهابیون میگویند نخیر اهل البیت خودش اسم جمع مذکر است و به بیوت نبی مجموعا بیت گفته میشود.
اما از خانه های پیامبر به بیوت النبی یاد شده نه بیوتکن:
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ)۵۳ احزاب
(( ای مومنان در خانه های پیامبر داخل نشوید مگر بعد از آنکه بشما اجازه داده شود ))
در حالی برای بیوت امهات المؤمنین بُیُوتِکُنَّ بکار رفته و بیوتکن بر خانه های همسران دلالت دارد.علت آن میتواند این امر باشد که زنان پیامبر موقتا در بیوت نبی اسکان دارند و بقول زیدبن ارقم زن چند وقتی با شوهرش خواهد بود سپس وی را طلاق داده و به خانه پدر نزد خانواده اش وبستگانش باز می گردد و و جزء اهل بيت پدر محسوب مي شود:
ممکن است وهابیون برای توجیه بیوتکن و بیوت النبی بگویند خانه پیامبر خانه زنش است و میتوانی بگویی خانه پیامبر و میتوانی بگویی خانه عایشه که این چانه زنی آنها، أهل البیوت بودن امهات المؤمنین را نقض میکند.چون طبق اعتراف خودشان امهات المؤمنین، فقط و فقط أهل همان بیتی هستند که بین خودشان پیامبر مشترک است و بیوت دیگر به آنها مربوط نمیشود.
شاید وهابیون برای چاره اندیشی بگویند أهل البیوت با هم این حرفها را ندارند و همه بیوت نبی بیوت امهات المؤمنین هم هستند.همانطور که بیت النبی، بیت عایشه هست سایر بیوت النبی هم بیت عایشه هست.بنابراین بیت عایشه بیت پیامبر است و بیت پیامبر هم بیت علی است.در نتیجه بیت عایشه منحصرا بیت مشترک عایشه و پیامبر نیست و علی هم اهل بیت عایشه است.
اما این چاره جویی آنها هم با آیه زیر خنثی مشود:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ
مؤمنین، بیت یا بیوت متعدد دارند و صاحب اختیار بیوت خود هستند و برای ورود به منازلی که أهل آنها هستند نیازی به اجازه گرفتن و در زدن ندارند و میتوانند عندالزوم از دیوار منازل خود بالا بروند.
آیا حضرت علی حق داشته بدون اجازه و یاالله گفتن وارد بیت عایشه و بیت حفصه شود؟
میدانیم که حضرت علی ساکن بیوت امهات المؤمنین هم نبوده تا چه برسد به اینکه أهل آن بیوت باشد و بدون اذن آنها وارد بیوت آنها شود.اگر حضرت علی اهل بیوت نبی بود از دیوار خانه ام المؤمنین هم میتوانست بالا برود.حضرت علی از خانواده امهات المؤمنین هم محسوب نمیشود چون به آنها نامحرم است.بنابراین أهل البیت فقط و فقط بر بیت خاص و خانواده مستقلی دلالت میکند که پیامبر آهل آن بیت، حضرات علی و فاطمه و حسنین را زیر ابای خود برد و الف لام در اهل البیت مؤید سخن ماست.الف و لام در کلمه اهل البیت براى عهد است و اشاره دارد به حادثه اى که اتفاق افتاده است؛ یعنى کلمه اهل البیت همچون یوم الدار که عنوان مشخصى است براى روزى که پیامبر عده اى را در خانه ابوطالب جمع کرده بود و نبوتش را اعلام فرمود، عنوان مشیر است و حکایت مىکند از کسانى که در هنگام نزول آیه زیر عباى پیامبر بودند و آنها عبارت اند از پیامبر، على، فاطمه، حسن و حسین؛ یعنى عنوان اهل البیت با عنوان آل عبا و اصحاب کساء فرقى ندارد.پس قرار گرفتن آیه تطهیر در وسط و شأن نزول آیه، برای استثنا کردن زنان پیامبر از اهل بیت است.
ما را در سایت اسلام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: فامیل دور
بازدید: 219